داشتم به این فکر میکردم چقد عجیبه که همهچیزایی که خیلی دوسشون دارم، یه روزی با تکرار جملهی "ازش خوشم نمیاد" توی مغزم شروع شدن.
"او" از «فک کردی کی هستی؟» و «حالیت میکنم» و «ازش متنفرم» شروع شد. جری از «خدایا تو غیر قابل تحملترین آدمی هستی که میشناسم» شروع شد. انیمهی سولایتر از «چه گرافیک مسخره و رو اعصابی داره» شروع شد. اخیراً هایکیو متوجهم کرد که واقعاً واجد شرایط برای اظهار نظر نیستم، چون ماهها توی لیستم و هر دفعه تماشاش میکردم، از گرافیک و داستان و شخصیتا همه با هم متنفر میشدم.
نمیدونم متوجه اخطار نهفته در این پست شدین یا نه، ولی اگر نشدین، به افرادی مراجعه کنین که وبلاگم/تیکترم رو در طول مدت آشناییم با سولایتر تعقیب میکردن.
پلاس:
برای اونایی که ایمیل گذاشته بودن فرستادم. به طور کلی برای هرکسی کامنت گذاشته بود و درخواست رمز کرده بود فرستادم، نرسیده دستتون بگین! فقط "س" عزیز، هنو منتظر یه راه ارتباطی دیه هستم ازت!
برچسب:
نویسنده: مهسا حبیبی